شفت ماشین لباسشویی چیست و چه نقشی در عملکرد دستگاه دارد

۱ بازديد

شفت ماشین لباسشویی یکی از قطعات مهم و کمتر شناخته‌شده در ساختار داخلی این دستگاه است. بسیاری از کاربران زمانی با نام این قطعه آشنا می‌شوند که ماشین لباسشویی دچار مشکل در چرخش دیگ یا صدای غیرعادی هنگام شستشو می‌شود. شفت در واقع محور مرکزی است که دیگ داخلی ماشین لباسشویی به آن متصل می‌شود و وظیفه انتقال نیروی چرخشی موتور به دیگ را بر عهده دارد.

در ماشین لباسشویی، موتور با استفاده از تسمه یا سیستم انتقال مستقیم نیروی لازم برای چرخش دیگ را تولید می‌کند. این نیرو از طریق مجموعه‌ای از قطعات مکانیکی به شفت منتقل می‌شود. شفت نیز این نیرو را به دیگ داخلی منتقل می‌کند تا دیگ بتواند حرکت چرخشی مورد نیاز برای شستشو و خشک‌کردن لباس‌ها را انجام دهد. به همین دلیل سلامت این قطعه تأثیر مستقیمی بر عملکرد کلی دستگاه دارد.

شفت معمولاً از فلزات مقاوم مانند فولاد ضدزنگ یا آلیاژهای مستحکم ساخته می‌شود. دلیل استفاده از این مواد، تحمل فشار و وزن بالای دیگ و لباس‌ها در هنگام چرخش است. در طول چرخه شستشو، به‌خصوص در مرحله خشک‌کن، دیگ با سرعت بسیار بالایی می‌چرخد و فشار زیادی به شفت وارد می‌شود. اگر این قطعه از کیفیت مناسبی برخوردار نباشد، ممکن است در طول زمان دچار خمیدگی یا شکستگی شود.

این قطعه معمولاً به وسیله بلبرینگ‌ها در جای خود ثابت نگه داشته می‌شود. بلبرینگ‌ها کمک می‌کنند شفت بتواند با کمترین اصطکاک بچرخد. در صورتی که بلبرینگ‌ها دچار خرابی شوند، فشار بیشتری به شفت وارد می‌شود و ممکن است عملکرد دستگاه تحت تأثیر قرار گیرد.

یکی از نشانه‌های خرابی شفت ماشین لباسشویی، ایجاد صدای غیرعادی در هنگام چرخش دیگ است. اگر شفت دچار خمیدگی یا آسیب شود، دیگ ممکن است به طور نامتعادل بچرخد و صدای تق‌تق یا ساییدگی ایجاد کند. در برخی موارد نیز ممکن است دیگ به درستی نچرخد یا حتی کاملاً متوقف شود.

از دیگر علائم خرابی شفت می‌توان به لرزش شدید دستگاه اشاره کرد. اگر شفت نتواند دیگ را به صورت متعادل نگه دارد، دستگاه هنگام شستشو یا خشک‌کن دچار لرزش شدید می‌شود. این لرزش می‌تواند به سایر قطعات دستگاه نیز آسیب وارد کند.

خرابی شفت معمولاً به دلایل مختلفی رخ می‌دهد. یکی از مهم‌ترین دلایل آن بارگذاری بیش از حد ماشین لباسشویی است. وقتی حجم لباس‌ها بیشتر از ظرفیت دستگاه باشد، فشار زیادی به دیگ و در نتیجه به شفت وارد می‌شود. این موضوع می‌تواند در طول زمان باعث آسیب دیدن این قطعه شود.

عامل دیگر خرابی بلبرینگ‌ها است. بلبرینگ‌ها نقش مهمی در کاهش اصطکاک دارند. اگر بلبرینگ‌ها خراب شوند، حرکت شفت با مشکل مواجه می‌شود و فشار بیشتری به آن وارد می‌شود.

زنگ‌زدگی و نفوذ آب نیز می‌تواند باعث آسیب دیدن شفت شود. اگر آب به بخش‌های داخلی دستگاه نفوذ کند و باعث زنگ‌زدگی شفت شود، مقاومت این قطعه کاهش پیدا می‌کند و احتمال شکستگی آن افزایش می‌یابد.

نگهداری صحیح از ماشین لباسشویی می‌تواند به افزایش عمر شفت کمک کند. برای مثال رعایت ظرفیت مجاز دستگاه، انجام سرویس‌های دوره‌ای و بررسی وضعیت بلبرینگ‌ها می‌تواند از آسیب دیدن این قطعه جلوگیری کند.

در مجموع شفت ماشین لباسشویی یکی از قطعات کلیدی در ساختار مکانیکی دستگاه است که وظیفه انتقال نیروی موتور به دیگ را بر عهده دارد. عملکرد صحیح این قطعه باعث چرخش مناسب دیگ و انجام صحیح فرآیند شستشو می‌شود. به همین دلیل آشنایی با نقش و اهمیت شفت می‌تواند به کاربران کمک کند تا در صورت بروز مشکل سریع‌تر علت آن را تشخیص دهند. برای شفت لباسشویی اینجا کلیک کنید.

درس‌هایِ اقتصادی جنگ ایران از زاویه دید یک جامعه شناس

۰ بازديد
اقتصادنیوز:سیدجواد میری، جامعه‌شناس، معتقد است، جنگ به حاکمیت نشان داد که ملت ایران را نمی‌توان به خودی و غیرخودی تقلیل داد؛ ملت را باید در کلیت و تکثرش دید.
درس‌هایِ اقتصادی جنگ ایران از زاویه دید یک جامعه شناس | هم دولت هم ملت به دلارهای نفتی خو گرفته‌اند | تکثر جامعه ایران را بپذیریم

به گزارش اقتصادنیوز، یک سال پس از ورود ایران به دوره‌ای کم‌سابقه از تنش، جنگ، آتش‌بس و انتظار برای روشن شدن چشم‌انداز سیاسی و اقتصادی کشور، جامعه ایرانی با نوعی تعلیق ممتد روبه‌رو شده است؛ وضعیتی که نه می‌توان آن را صلح کامل نامید و نه جنگ تمام‌عیار.

با وجود یک تفاهم ۶۰ روزه که در روزهای اخیر کلید خورده است، چشم‌انداز آینده همچنان برای بخش بزرگی از جامعه مبهم است و بسیاری از شهروندان نمی‌دانند این وضعیت به تثبیت شرایط خواهد انجامید یا صرفاً وقفه‌ای موقت در چرخه‌ای از نااطمینانی و تعلیق است.

 

سیدجواد میری، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با «اقتصادنیوز» تلاش می‌کند با نگاهی تاریخی و اجتماعی، تصویری از این وضعیت و پیامدهای آن برای ایران امروز ارائه دهد.

گفت‌وگو سیدجواد میری درباره یک سال زندگی در وضعیت تعلیق، جنگ، آتش‌بس و آینده جامعه ایران را در اقتصادنیوز بخوانید.

 
 

****

*آقای میری! حدود یک سال است که جامعه ایران تحت تاثیر شرایط جنگی حاکم بر کشور، با نوعی وضعیت تعلیق مواجه است، وضعیتی که پیامدهای آن اکنون نیز با وجود تفاهم و توافق نهایی احتمالی، همچنان ادامه دارد. به نظر شما این شیوه زیستن در یک سال گذشته چه تأثیری بر تصمیم‌گیری‌های مردم درباره آینده‌شان گذاشته است؟ این تأثیر را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟

 

یک نکته آغازین که باید به آن اشاره کنم این است که در این یک سال، ما نه در وضعیت جنگ بودیم و نه در وضعیت صلح. هم جنگ بوده و هم آتش‌بس. اما باید توجه کنیم که ما دو جنگ بزرگ را پشت سر گذاشتیم که اگر اغراق نکنم و اگر ناآگاهانه سخن نگفته باشم، فکر می‌کنم در ۲۰۰ سال اخیر تاریخ ایران بی‌سابقه بوده است. شاید یکی از جنگ‌های بزرگی که در این مقیاس تجربه کرده بودیم، جنگ ایران و روس بود که به فرماندهی عباس‌میرزا در دوره قاجار رخ داد.

نگرانی های تاریخی جامعه ایرانی

این جنگی که اتفاق افتاد، به نظر من جامعه ایران و کلیت واقع‌بودگی انسان ایرانی را به صحنه‌ای پرتاب کرده که اساساً در حافظه تاریخی جدید خودمان تجربه‌ای از آن نداشتیم.

ما یک حافظه تاریخی بسیار ملموس داریم و اتفاقاً همین حافظه تاریخی ملموس باعث شده است که در پنج دهه اخیر، یعنی پس از انقلاب ۱۳۵۷ و شکل‌گیری جمهوری اسلامی، هر زمان که می‌خواهیم با قدرت‌های بزرگ وارد معامله، معادله، گفت‌وگو یا تبادل نظر شویم، نوعی نگرانی تمام وجود ما را فرا می‌گیرد؛ اینکه نکند سرمان کلاه برود، نکند دوباره وثوق‌الدوله‌هایی ظهور کنند، نکند دوباره تجربه‌های تلخ گذشته تکرار شود.

این نگرانی از کجا می‌آید؟ از این واقعیت که آنچه در حافظه تاریخی ما به‌صورت ملموس باقی مانده، دوران شکست و دوران شکستگی است؛ از اشغال تهران در سال ۱۳۲۰ توسط متفقین گرفته تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با همکاری سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا علیه دکتر محمد مصدق رخ داد.

نهضت ملی شدن نفت، یک جنبش بزرگ ضد استعماری بود که در سطح جهانی نیز بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده بود و مصدق را به‌عنوان یک رهبر بزرگ ضد استعمار مطرح کرده بود، اما سرانجام او در احمدآباد محصور شد و به حصر خانگی رفت. این تجربه‌ها در ذهن ما باقی مانده‌اند و بر نحوه مواجهه ما با قدرت‌های بزرگ تأثیر می‌گذارند.

 

ممکن است کسی بگوید ایران در دوره هخامنشیان، اشکانیان یا ساسانیان یک امپراتوری بزرگ بوده است؛ اما حافظه تاریخی ملموسی که در آن ایران در سطح جهانی بازی کرده باشد، بازی را برده باشد و قواعد جهانی را بر اساس نگاه و ساختار ایرانی ترسیم کرده باشد، چندان در دسترس ما نیست.البته یک نمونه وجود دارد و آن تجربه نادرشاه افشار است.

نادرشاه؛ یک تجربه اعتمادبه‌نفس جهانی

پس از فروپاشی صفویه، ایران عملاً از صفحه روزگار به‌عنوان یک امپراتوری حذف شده بود. از شمال، روس‌ها تا گیلان و مازندران پیش آمده بودند. از غرب و شمال‌غرب، عثمانی‌ها تا همدان و نهاوند رسیده بودند. در مرکز ایران نیز شورش افغان‌های پشتون قدرت مرکزی را در اصفهان ساقط کرده بود.

در چنین شرایطی، نادر ظهور می‌کند. روس‌ها را بدون شلیک حتی یک گلوله وادار به بازگشت به مرزهای خود می‌کند، عثمانی‌ها را در چند نبرد مهم شکست می‌دهد و سپس اتفاقی بزرگ در سطح جهانی رخ می‌دهد؛ یعنی پیوستن شبه‌قاره هند به امپراتوری افشاریه.

اگر نامه‌نگاری‌های نادرشاه با دربار عثمانی، روسیه و قدرت‌های اروپایی را مطالعه کنید، می‌بینید که او در سطح جهانی بازی می‌کند و نوعی اعتمادبه‌نفس جهانی را در دل و جان ایرانیان زنده کرده است.اما پس از آن، تقریباً با سلسله‌ای از تجربه‌های شکست در عرصه جهانی مواجه بوده‌ایم.

 

جنگ‌های سال گذشته و ورود ایران به یک تجربه بی‌سابقه

امروز، دو جنگی که در سال گذشته رخ داد و همچنین نزدیک به دو ماه آتش‌بس پس از آن، ما را وارد فضایی کرده است که نه جامعه، نه سیاستمداران، نه تحلیلگران و نه دانشگاهیان ما تجربه‌ای از آن ندارند.

ایران با آمریکا و اسرائیل روبه‌رو شد؛ دو قدرت اتمی که عملاً می‌توان گفت یکی هستند. اسرائیل در منطقه خاورمیانه نقش پادگان آمریکا را ایفا می‌کند. ما با یک قدرت سیاره‌ای و با آنچه من دیکتاتوری سیاره‌ای آمریکا می‌نامم روبه‌رو شدیم.

ما با این قدرت جنگیدیم. حدود ۱۶ هزار عملیات نظامی علیه ما انجام شد. فرماندهان اصلی کشور و چهره‌های کلیدی هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. با این حال، شیرازه کشور از هم نپاشید و ما توانستیم مقاومت کنیم.

*اما اکنون پرسش این است که جامعه با این تجربه چه باید بکند؟

جامعه نیاز دارد تفسیری از وضعیتی که در آن قرار گرفته ارائه کند. این تفسیر باید در صداوسیما، رسانه‌های جمعی، دانشگاه‌ها و میان اقشار مختلف مردم شکل بگیرد. اینکه صرفاً شور و احساسات پمپاژ شود، یا اینکه عده‌ای بگویند توافق خوب است و عده‌ای دیگر بگویند توافق بد است، نمی‌تواند پاسخگوی شرایط موجود باشد. جامعه باید از این دوگانه‌های سطحی عبور کند.

 

نه شکست خورده ایم نه پیروزی کلاسیک به دست آورده ایم

واقعیت این است که عقبه ذهنی ما بسیار متزلزل است و هنوز نمی‌تواند این واقعیت را باور کند که انسان ایرانی، ایران و جمهوری اسلامی توانسته‌اند در این فضای نامتقارن جهانی راهی را باز کنند که نه تسلیم بی‌قیدوشرط در برابر خواسته‌های آمریکا بوده و نه شکست به معنای کلاسیک جنگ.

ما نه آن‌گونه شکست خوردیم که طرف مقابل بتواند ادعای پیروزی مطلق داشته باشد و نه پیروزی کلاسیک به دست آوردیم که بتوانیم بگوییم دشمن را کاملاً شکست داده‌ایم. اما رخدادی مهم اتفاق افتاده است.

اگر این رخداد صورت‌بندی نشود، تفسیر نشود و تبیین نشود، دستاوردهای آن از بین خواهد رفت و این تجربه جدید جهانی در شرایط آشوبناک و چندقطبی امروز جهان، به‌جای آنکه به نقطه قوتی برای بازسازی ما تبدیل شود، می‌تواند به نقطه ضعف بدل شود.

 

*شما به ابعاد تاریخی و اجتماعی این وضعیت اشاره کردید. اما اگر بخواهیم از منظر اقتصادی و سیاسی به موضوع نگاه کنیم، مردم یک سال است که در سایه نااطمینانی زندگی می‌کنند. حتی با وجود تفاهم فعلی و احتمال توافق نهایی، جامعه همچنان دچار ابهام است. بسیاری از مردم نمی‌دانند آیا اکنون زمان مناسبی برای تصمیم‌های مهم زندگی مانند ازدواج، خرید خانه، توسعه کسب‌وکار یا سرمایه‌گذاری است یا نه. این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اجازه بدهید ابتدا نکته‌ای را مطرح کنم و بعد با یک مثال آن را توضیح بدهم.وقتی جنگ روسیه و اوکراین آغاز شد و اختلافات میان روسیه و برخی کشورهای اروپایی شدت گرفت، بسیاری از کشورها روسیه را تحریم کردند. در آن مقطع، فرصتی بسیار بزرگ برای ایران به وجود آمد.

اقتصاد ایران چه چیزی را نمی‌بیند؟

بازار روسیه حدود ۱۳۰ میلیون نفر جمعیت دارد و در حوزه‌هایی مانند محصولات لبنی، میوه، تره‌بار و حبوبات می‌توانست مقصد بزرگی برای صادرات ایران باشد. حتی خود روس‌ها و بازرگانان روسی می‌گفتند ایران می‌تواند جای خالی ترکیه و بسیاری از کشورهای اروپایی را در بازار روسیه پر کند.

اما اتفاق جالبی رخ داد. بسیاری از صادرکنندگان ایرانی یک یا دو محموله ارسال می‌کردند و بعد دیگر پیگیری نمی‌کردند. وقتی طرف روسی علت را جویا می‌شد، پاسخ می‌شنید که ما اساساً ظرفیت تولید مستمر برای تأمین چنین بازاری را نداریم.این مسئله یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد؛ اینکه فهم ما از اقتصاد، فهمی پترو‌دلاری است. یعنی وضعیت ما به نفت گره خورده است.

اقتصاد نفتی، ذهنیت تن‌پرور و فرصت‌های از دست‌رفته

هم دولت و هم جامعه در بسیاری از موارد به دلارهای نفتی خو گرفته‌اند.حالا فرض کنید برای ما محاصره اقتصادی دریایی ایجاد شده باشد. آیا این شرایط نباید انگیزه‌ای چندبرابر برای تولیدکنندگان، کارآفرینان، کارفرمایان، بخش خصوصی و حتی بخش خصولتی ایجاد کند تا به دنبال مسیرهای جدید باشند؟چرا باید فقط جنوب ایران فعال باشد؟ چرا نباید شمال ایران فعال شود؟

ایران در دریای خزر با چهار کشور همسایه است. مجموع جمعیت این کشورها به حدود ۲۰۰ میلیون نفر می‌رسد. از آنجا می‌توان به آسیای مرکزی دسترسی پیدا کرد. از این سو ترکیه قرار دارد. قفقاز در دسترس است. مسیرهای دریایی از طریق گرجستان و دیگر کشورها وجود دارد.

راه‌های متعددی برای توسعه تجارت وجود دارد، اما فهم ما از ایران، پیرامون ایران و ظرفیت‌های اقتصادی خودمان بسیار تن‌پرورانه است.ما اساساً نمی‌خواهیم به خودمان زحمت بدهیم که راه‌های جدید را کشف کنیم.

 

هر تهدیدی در دل خود فرصت هایی دارد اما...

به عنوان مثال، وقتی از مسیر دریایی نگاه می‌کنیم، چین بسیار دور به نظر می‌رسد؛ اما از طریق افغانستان و پاکستان، ایران با چین همسایه است و فاصله زمانی چندانی میان دو کشور وجود ندارد.

آیا نباید روی این مسیرها سرمایه‌گذاری شود؟ آیا نباید با افغانستان و پاکستان همکاری‌های مشترک برای توسعه راه‌آهن و مسیرهای ترانزیتی شکل بگیرد؟خود چین نیز به چنین مسیرهایی علاقه‌مند است. مسیر پاکستان، مسیر افغانستان و همچنین مسیر آسیای مرکزی و ترکمنستان می‌توانند به شاهراه‌های مهم اقتصادی تبدیل شوند.

اما ما این مسیرها را فعال نمی‌کنیم.بعد از آن می‌پرسیم چرا معیشت مردم سخت‌تر شده است؟ من نمی‌گویم مشکلات را نادیده بگیریم، اما باید ببینیم که هر تهدیدی در دل خود فرصت‌هایی نیز ایجاد می‌کند؛ حتی فرصت‌های تاریخی.

ذهن ما اسیر است

مشکل اینجاست که ذهن ما یک ذهن اسیر است. هر طرف که آن را بچرخانید، باز تصور می‌کند همه چیز در اروپا و آمریکاست.البته نمی‌خواهم بگویم در اروپا و آمریکا تکنولوژی یا سرمایه وجود ندارد. طبیعتاً وجود دارد. اما جهان، به‌ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به‌طور مشخص در پانزده سال اخیر، دچار تحولات بنیادین شده است.

نظام تک‌قطبی در حال تبدیل شدن به نظامی چندقطبی است. یکی از نتایج این چندقطبی شدن، متنوع شدن مسیرهای اقتصادی، تجاری، سیاسی و بازرگانی در جهان است. اما اگر بخواهید این تنوع را به تحول در معیشت مردم تبدیل کنید، نیازمند مدیرانی هستید که اهل فکر، ریسک‌پذیر و آماده آزمودن راه‌های جدید باشند. ایران امروز، به‌ویژه پس از تجربه جنگ اخیر، دیگر با مدل‌های پنجاه یا هفتاد سال پیش قابل اداره نیست.

اگر بخواهیم دوباره به همان مدارهای قدیمی بازگردیم، دوباره با چنددستگی، اختلاف و بحران‌های تکراری روبه‌رو خواهیم شد.اینکه مدام بگوییم سفره مردم کوچک شده و تنها راه‌حل را در مذاکره یا عدم مذاکره ببینیم، پاسخ مسئله نیست. بیست‌وسه سال مذاکره کرده‌ایم و در عین حال دو جنگ را نیز تجربه کرده‌ایم. این واقعیت نشان می‌دهد که باید در همه حوزه‌ها به سمت مفاهیم و راهبردهای جدید حرکت کنیم.

ایران پس از جنگ؛ ضرورت بازنگری در امنیت، اقتصاد، فرهنگ و آموزش

اگر این اتفاقات رخ داده است، نشان می‌دهد که ما در حوزه نظامی، امنیتی و انتظامی باید به سمت مفاهیم و کانسپت‌های نوین حرکت کنیم.

به‌جای آنکه صرفاً در چارچوب استراتژی‌های سنتی امنیت ملی که مبتنی بر دفاع هستند باقی بمانیم، باید به سمت مفاهیمی مانند استراتژی امنیتی تهاجمی و صلح مسلح حرکت کنیم؛ یعنی جامعه و کشور دائماً در وضعیت آمادگی قرار داشته باشند.

در حوزه اقتصاد باید به سمت تنوع حرکت کنیم. در حوزه فرهنگ باید جهان را وسیع‌تر از جهان اروپایی -آمریکایی ببینیم. در حوزه آموزش و پرورش نیز باید افق نگاه خود را گسترش دهیم. اینکه فقط زبان انگلیسی آموزش داده شود کافی نیست. زبان انگلیسی مهم است و باید آموزش داده شود، اما چرا نباید زبان‌های دیگر نیز در مدارس، مهدکودک‌ها و آموزشگاه‌های ما آموزش داده شوند؟زبان چینی، روسی، ژاپنی، آلمانی و دیگر زبان‌ها نیز باید در دسترس نسل جدید قرار بگیرند تا مردم ما به امکان‌های متنوع‌تری مجهز شوند.

این نگاه باید در همه حوزه‌ها جاری شود؛ در شیوه تفکر، در نوع نگاه به جهان و در شیوه مدیریت کشور.

فرض کنید در اتاق‌های بازرگانی، به‌جای اینکه همه فعالان اقتصادی صرفاً زبان انگلیسی دست‌وپا شکسته بدانند، بخشی از آنان زبان چینی، روسی، ژاپنی یا زبان‌های رایج در آمریکای لاتین را نیز بدانند.

طبیعتاً وقتی وارد عرصه رقابت و تعاملات اقتصادی می‌شوند، به دلیل شناختی که از فرهنگ، اقتصاد و ساختار آن کشورها دارند، امکان‌های بیشتری را می‌توانند وارد اقتصاد ایران کنند.

این بسیار متفاوت است با وضعیتی که مدیران و تصمیم‌گیران صرفاً اروپای غربی و آمریکا را ببینند و جهان را در همان محدوده خلاصه کنند.

به نظر من، یکی از دلایل اصلی این وضعیت همان ذهن نقاد و اسیری است که پیش‌تر به آن اشاره کردم؛ ذهنی که فقط اروپای غربی و آمریکا را جهان می‌بیند و بخش بزرگی از جهان را اساساً نادیده می‌گیرد.

جنگ نشان داد ملت ایران را نمی‌توان به خودی و غیرخودی تقسیم کرد

*اگر بخواهیم از زاویه دیگری به مسئله نگاه کنیم، این بحران و تجربه جنگی که جامعه پشت سر گذاشت، چه تأثیری بر رابطه مردم و حاکمیت و همچنین رابطه مردم با یکدیگر گذاشته است؟ آیا امروز با نوعی فرسایش اعتماد روبه‌رو هستیم یا برعکس، این شرایط نوعی امید و همبستگی جمعی ایجاد کرده است؟ آینده این فضا را چگونه می‌بینید؟

بخشی از حاکمیت در سال‌های گذشته بر این تصور کار می‌کرد که می‌توان جامعه را به خودی و غیرخودی تقسیم کرد و بر اساس همین تقسیم‌بندی کشور را مدیریت کرد.اما این جنگ نشان داد که مسئله به این سادگی نیست.

ملت ایران به صورت یکپارچه و منسجم، زمانی که احساس کرد کیان کشور، امنیت ملی، تمامیت ارضی، زندگی، حیثیت ملی و کلیت واقع‌بودگی جامعه ایران مورد هجمه قرار گرفته است، تمام‌قد ایستاد.پیامی که از این اتفاق به لایه‌های عمیق حاکمیت منتقل شد، به نظر من بسیار روشن بود؛ اینکه ملت را باید در کلیتش دید. اراده ملی را باید در کلیتش درک کرد. اراده ملی را نمی‌توان صرفاً در بخشی از جامعه خلاصه کرد.

نکته دیگری که به نظر من اهمیت دارد این است که اگر در برخی بخش‌های حاکمیت و دستگاه‌های مهم امنیتی، نظامی، انتظامی، سیاسی و قانون‌گذاری این تصور وجود داشت که در لحظات دشوار فقط نیروهای ارزشی هستند که می‌توان به آنها تکیه کرد، این جنگ نکته دیگری را نیز آشکار کرد.

البته نیروهای نظامی مهم هستند و کسانی که بر ارزش‌های انقلاب و جمهوری اسلامی ایستاده‌اند نقش مهمی دارند؛ اما در کنار آنها نیروی دیگری نیز در جامعه وجود دارد که در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند معادلات را تغییر دهد.

این نیرو همان کلیت ملت ایران است. اگر این نیروی اجتماعی دیده نشود، می‌تواند در همکاری و همدستی با بیگانگان، استعمار یا قدرت‌های خارجی، فضایی را ایجاد کند که جامعه را با چالش مواجه کند.

بنابراین یکی از پیام‌های مهم این تجربه آن است که اگر می‌خواهیم جامعه ایران را مدیریت کنیم و هنر حکمرانی را در ایران نهادینه سازیم، باید کلیت واقع‌بودگی ملت ایران را در تنوع‌ها و تکثرهایش ببینیم.

اجزای مختلف جاپودری لباسشویی و نحوه عملکرد آن‌ها

۱ بازديد

جاپودری لباسشویی یکی از بخش‌های مهم در ساختار ماشین لباسشویی است که وظیفه نگهداری و توزیع مواد شوینده را در مراحل مختلف شستشو بر عهده دارد. این قطعه در ظاهر یک کشوی ساده به نظر می‌رسد، اما در واقع از چندین بخش مختلف تشکیل شده که هر کدام وظیفه خاصی دارند.

مهم‌ترین بخش جاپودری، کشوی اصلی آن است. این کشو معمولاً از جنس پلاستیک مقاوم ساخته شده و به صورت ریلی داخل بدنه دستگاه قرار می‌گیرد. کاربر می‌تواند با بیرون کشیدن این قسمت، مواد شوینده مورد نیاز را در بخش‌های مختلف آن قرار دهد.

در داخل این کشو چند محفظه جداگانه وجود دارد. یکی از این محفظه‌ها برای شوینده اصلی استفاده می‌شود. در این قسمت معمولاً پودر لباسشویی یا مایع شوینده ریخته می‌شود. این بخش در مرحله اصلی شستشو فعال می‌شود و مواد شوینده از طریق جریان آب به داخل دیگ منتقل می‌شوند.

محفظه دوم معمولاً برای مرحله پیش‌شستشو طراحی شده است. این بخش زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که لباس‌ها بسیار کثیف باشند و نیاز به یک مرحله شستشوی اولیه داشته باشند. در این حالت دستگاه ابتدا مواد شوینده موجود در این قسمت را وارد چرخه شستشو می‌کند.

بخش سوم جاپودری به نرم‌کننده لباس اختصاص دارد. نرم‌کننده باعث می‌شود لباس‌ها پس از شستشو نرم‌تر شوند و بوی مطبوعی داشته باشند. این ماده معمولاً در مرحله آبکشی وارد دیگ می‌شود تا اثر خود را روی الیاف پارچه بگذارد.

علاوه بر این بخش‌ها، در داخل جاپودری قطعات دیگری نیز وجود دارند که به توزیع بهتر مواد شوینده کمک می‌کنند. برای مثال برخی مدل‌ها دارای قطعه‌ای به نام سیفون نرم‌کننده هستند که باعث می‌شود نرم‌کننده در زمان مناسب وارد چرخه شستشو شود.

در قسمت بالای جاپودری نیز مسیرهایی برای ورود آب طراحی شده است. هنگامی که دستگاه شروع به کار می‌کند، شیر برقی آب را از طریق این مسیرها به داخل محفظه‌ها هدایت می‌کند. آب با فشار مناسب وارد محفظه‌ها شده و مواد شوینده را با خود به داخل دیگ می‌برد.

طراحی دقیق این مسیرها بسیار مهم است زیرا اگر آب به درستی وارد محفظه‌ها نشود، مواد شوینده در داخل جاپودری باقی می‌مانند و شستشو به خوبی انجام نمی‌شود.

در نهایت می‌توان گفت جاپودری لباسشویی مجموعه‌ای از چند بخش هماهنگ است که با همکاری یکدیگر وظیفه توزیع مواد شوینده را انجام می‌دهند. عملکرد صحیح هر یک از این اجزا برای داشتن یک شستشوی کامل و مؤثر ضروری است. برای جاپودری لباسشویی اینجا کلیک کنید.

راه‌اندازی پنل برق خورشیدی خانگی روی پشت‌بام چقدر آب می‌خورد؟

۱ بازديد
اقتصادنیوز: بررسی قیمت تجهیزات موجود در بازار نشان می‌دهد، ورود خانوارها به حوزه تولید برق خورشیدی، نیازمند سرمایه‌گذاری قابل توجهی است؛ رقمی که برای بسیاری از خانواده‌ها چندان در دسترس به نظر نمی‌رسد.
 

به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با تشدید ناترازی برق و نزدیک شدن به قطعی‌های تابستانی، دولت توسعه نیروگاه‌های خورشیدی خانگی را به عنوان یکی از راهکارهای کاهش فشار بر شبکه برق مطرح کرده است. اما بررسی قیمت تجهیزات موجود در بازار نشان می‌دهد، ورود خانوارها به حوزه تولید برق خورشیدی، نیازمند سرمایه‌گذاری قابل توجهی است؛ رقمی که برای بسیاری از خانواده‌ها چندان در دسترس به نظر نمی‌رسد.

در همین راستا، محسن طرزطلب، معاون وزیر نیرو و رئیس سازمان ساتبا، اعلام کرده است که هزینه راه‌اندازی یک نیروگاه خورشیدی ۵ کیلوواتی برای یک خانوار چهار نفره، بسته به نوع استفاده، بین ۳۵۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان متغیر است. به گفته وی، در صورتی که خانوارها بخواهند از باتری و سیستم ذخیره‌سازی برای تامین برق در ساعات قطعی استفاده کنند، حدود ۱۵۰ میلیون تومان نیز به هزینه‌ها افزوده می‌شود.

 

پنل خورشیدی به قیمت خودرو!

بررسی قیمت پکیج‌های خورشیدی عرضه شده در بازار نیز نشان می‌دهد، برآورد اعلامی ساتبا با واقعیت‌های بازار فاصله چندانی ندارد. یک پکیج ۵ کیلوواتی متشکل از هفت پنل ۷۱۰ واتی و یک اینورتر که تنها در طول روز و بدون ذخیره‌سازی انرژی کار می‌کند، حدود ۳۶۰ میلیون تومان قیمت دارد. در مقابل، پکیج مشابهی که به باتری لیتیومی مجهز شده و امکان تامین برق شبانه‌روزی را فراهم می‌کند، با قیمت حدود ۵۰۰ میلیون تومان عرضه می‌شود.

در سطوح بالاتر، هزینه‌ها به شکل محسوسی افزایش می‌یابد. یک پکیج ۱۰ کیلوواتی بدون ذخیره‌ساز حدود ۵۷۰ میلیون تومان قیمت دارد، در حالی که نمونه‌های مجهز به باتری لیتیومی برای تامین برق پایدار بین ۶۹۵ میلیون تا بیش از یک میلیارد و ۲۴۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری شده‌اند. برخی پکیج‌های ۱۵ تا ۲۰ کیلوواتی نیز با قیمت‌هایی نزدیک به یک میلیارد تومان یا بیشتر در بازار به فروش می‌رسند.

مقایسه این ارقام با سطح درآمد خانوارها نشان می‌دهدُ توسعه انرژی خورشیدی خانگی بدون ارائه تسهیلات مالی، وام‌های کم‌بهره یا مشوق‌های حمایتی با چالش جدی مواجه خواهد بود. در شرایطی که حداقل هزینه ورود به این بازار برای یک خانوار حدود ۳۵۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان برآورد می‌شود، بسیاری از خانواده‌ها توان تامین نقدی چنین سرمایه‌ای را ندارند؛ حتی اگر در بلندمدت کاهش هزینه برق یا درآمد حاصل از فروش برق به شبکه بتواند بخشی از این سرمایه‌گذاری را جبران کند.

 
 

کارشناسان معتقدند، تجربه کشورهای موفق در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر نشان می‌دهد که رشد نیروگاه‌های خورشیدی خانگی، معمولاً با حمایت‌های دولتی، پرداخت یارانه، اعطای وام‌های بلندمدت و تضمین خرید برق همراه بوده است. در غیر این صورت، هزینه اولیه بالا می‌تواند به مهم‌ترین مانع گسترش این فناوری در بخش خانگی تبدیل شود.

اکنون در شرایطی که دولت از یک سو بر ضرورت افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر تاکید دارد و از سوی دیگر خانوارها با قطعی‌های مکرر برق مواجه هستند، پرسش اصلی این است که چه تعداد از خانواده‌های ایرانی توانایی پرداخت چند صد میلیون تومان برای تامین برق خورشیدی مورد نیاز خود را دارند و آیا سیاست‌های حمایتی می‌تواند این فاصله را کاهش دهد یا خیر؟

بررسی عیوب رایج، خرابی‌ها و روش‌های عیب‌یابی فلکه لباسشویی

۱ بازديد

فلکه لباسشویی یکی از قطعات مهم در سامانه انتقال قدرت ماشین لباسشویی است و هرگونه خرابی در آن می‌تواند عملکرد کل دستگاه را تحت تأثیر قرار دهد. از آنجا که این قطعه در بسیاری از مدل‌ها در بخش پشتی دستگاه و در ارتباط مستقیم با موتور، تسمه و محور دیگ قرار دارد، عیب در آن معمولاً با نشانه‌هایی مانند لرزش، صدای غیرعادی، کاهش کیفیت چرخش یا اختلال در خشک‌کن همراه می‌شود. شناخت عیوب رایج و روش‌های عیب‌یابی فلکه لباسشویی هم برای تکنسین‌های تعمیرات و هم برای مهندسان طراحی اهمیت بالایی دارد، زیرا بسیاری از خرابی‌های این قطعه قابل پیشگیری یا تشخیص زودهنگام هستند.

یکی از رایج‌ترین مشکلات فلکه لباسشویی، تاب‌برداشتن یا تغییر شکل هندسی آن است. این عیب ممکن است در اثر ضربه، بارگذاری غیرعادی، ضعف ماده یا حتی خطا در ساخت ایجاد شود. وقتی فلکه از حالت دایره‌ای یا هم‌محور خارج شود، تسمه به طور یکنواخت روی آن حرکت نمی‌کند و سیستم دچار ارتعاش می‌شود. نتیجه این وضعیت می‌تواند صدای ناهنجار، سایش سریع تسمه و کاهش کیفیت انتقال توان باشد. در چنین حالتی معمولاً با چرخاندن دستی فلکه و مشاهده نوسان جانبی آن می‌توان به وجود تاب پی برد.

دومین عیب متداول، ترک‌خوردگی در ساختار فلکه لباسشویی است. این ترک‌ها اغلب در ناحیه بازوها، اطراف سوراخ مرکزی یا محل‌های تمرکز تنش ایجاد می‌شوند. علت اصلی آن‌ها معمولاً خستگی مکانیکی، بارهای ضربه‌ای یا ضعف متریال است. ترک‌ها ممکن است در ابتدا بسیار ریز و نامرئی باشند، اما با ادامه کار دستگاه رشد می‌کنند و در نهایت به شکست کامل فلکه منجر می‌شوند. اگر شکست ناگهانی رخ دهد، امکان آسیب به تسمه، محور و حتی دیگ نیز وجود دارد.

عیب مهم دیگر، لقی در محل اتصال فلکه لباسشویی به شفت است. اگر پیچ مرکزی شل شود یا محل نشیمن فلکه و محور دچار سایش گردد، اتصال صلب بین این دو از بین می‌رود. در این حالت هنگام تغییر سرعت یا اعمال گشتاور، ضربه‌های تناوبی ایجاد می‌شود. این ضربه‌ها معمولاً به صورت صدای تق‌تق، لرزش لحظه‌ای یا ناپایداری در چرخش دیگ ظاهر می‌شوند. از منظر مکانیکی، وجود لقی باعث می‌شود انتقال گشتاور به‌صورت یکنواخت انجام نشود و تنش‌های ضربه‌ای افزایش یابد.

خوردگی نیز یکی از عیوب تدریجی اما مهم فلکه لباسشویی است، به‌ویژه اگر قطعه از فولاد بدون پوشش مناسب ساخته شده باشد. محیط مرطوب، بخار آب، نشتی جزئی و باقی‌ماندن مواد شوینده می‌توانند در درازمدت موجب زنگ‌زدگی سطح فلکه شوند. خوردگی علاوه بر کاهش استحکام، باعث بر هم خوردن بالانس جرمی قطعه نیز می‌شود. همین مسئله می‌تواند ارتعاشات چرخشی را افزایش دهد. در بسیاری از موارد، خوردگی ابتدا در لبه‌ها، شیار تسمه یا نقاطی که پوشش سطحی آسیب دیده آغاز می‌شود.

از دیگر مشکلات رایج می‌توان به سایش شیار تسمه اشاره کرد. شیار فلکه لباسشویی باید هندسه مشخصی داشته باشد تا تسمه به درستی در آن بنشیند و اصطکاک کافی برقرار شود. اگر این شیار در اثر کارکرد طولانی، سایش، تماس نامناسب تسمه یا وجود آلودگی فرسوده شود، احتمال لغزش تسمه بالا می‌رود. لغزش نه‌تنها بازده انتقال توان را کاهش می‌دهد، بلکه سبب افزایش دما و استهلاک بیشتر تسمه می‌شود. کاربر ممکن است این عیب را به صورت کاهش قدرت چرخش دیگ یا اختلال در مرحله خشک‌کن احساس کند.

در برخی موارد نیز فلکه لباسشویی دچار عدم تعادل می‌شود. این موضوع ممکن است به علت نقص تولید، شکستگی جزئی، رسوب‌گرفتگی یک‌طرفه یا خوردگی موضعی باشد. نیروی ناشی از عدم تعادل از رابطه زیر قابل توصیف است:

F=meω2 F = m e omega^2 F=meω2

در این رابطه mmm جرم نامتعادل، eee خروج از مرکز و ωomegaω سرعت زاویه‌ای است. حتی اگر مقدار عدم تعادل کم باشد، در سرعت‌های بالای خشک‌کن می‌تواند نیروی بزرگی ایجاد کند. این نیرو معمولاً خود را به شکل لرزش شدید در پشت دستگاه، صدای نوسانی و فشار بیشتر بر بلبرینگ‌ها نشان می‌دهد.

برای عیب‌یابی فلکه لباسشویی، نخستین مرحله مشاهده علائم عملکردی دستگاه است. صداهای غیرعادی مانند تقه، جیغ تسمه، لرزش شدید یا تکان‌های نامعمول هنگام خشک‌کن از نشانه‌های اولیه هستند. سپس با باز کردن پنل پشتی دستگاه می‌توان وضعیت ظاهری فلکه را بررسی کرد. مشاهده ترک، زنگ‌زدگی، سائیدگی شیار، تاب‌برداشتگی یا شل بودن پیچ مرکزی اطلاعات مهمی در اختیار تکنسین قرار می‌دهد.

یکی از روش‌های ساده عیب‌یابی، چرخاندن دستی فلکه در حالت خاموش دستگاه است. اگر حرکت آن روان نباشد، نوسان جانبی داشته باشد یا صدای غیرطبیعی ایجاد کند، احتمال خرابی فلکه یا مجموعه بلبرینگ وجود دارد. همچنین بررسی راستای حرکت تسمه روی فلکه می‌تواند به تشخیص تاب یا لقی کمک کند.

در موارد دقیق‌تر، تحلیل ارتعاش نیز می‌تواند برای تشخیص خرابی مفید باشد. اگر دامنه ارتعاش در سرعت‌های خاص افزایش یابد، احتمال عدم تعادل یا تاب‌برداشتگی فلکه لباسشویی مطرح می‌شود. تکنسین‌های حرفه‌ای گاهی با استفاده از ابزارهای اندازه‌گیری ساده یا حتی بررسی الگوی لرزش دستگاه، محل تقریبی مشکل را شناسایی می‌کنند.

از منظر نگهداری پیشگیرانه، بازدید دوره‌ای فلکه لباسشویی می‌تواند از بسیاری خرابی‌های پرهزینه جلوگیری کند. کنترل سفتی اتصال، تمیز نگه داشتن سطح فلکه، بررسی وضعیت تسمه و اطمینان از نبود خوردگی یا ترک از جمله اقدامات مؤثر هستند. در محیط‌هایی که رطوبت زیاد است، سلامت پوشش سطحی فلکه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در نهایت، فلکه لباسشویی اگرچه در ظاهر یک قطعه ساده است، اما خرابی آن می‌تواند زنجیره‌ای از مشکلات در کل دستگاه ایجاد کند. از لرزش و صدای زیاد گرفته تا خرابی تسمه، بلبرینگ و افت عملکرد خشک‌کن، همه می‌توانند به این قطعه مرتبط باشند. بنابراین شناخت عیوب رایج، توجه به علائم اولیه و استفاده از روش‌های درست عیب‌یابی، نقش مهمی در افزایش عمر ماشین لباسشویی و کاهش هزینه‌های تعمیرات دارد. برای فلکه لباسشویی اینجا کلیک کنید.

بر باد رفتن رویای فلورنتینو پرس؛ آلوارس بارسلونا را می‌خواهد

۱ بازديد

هرچند فلورنتینو پرس قول جذب یک ستاره بزرگ را بعد از پیروزی در انتخابات داده است اما این بازیکن بزرگ که طبق اعلام روزنامه مارکا خولیان آلوارس است دوست دارد راهی بارسلونا شود.

 

به گزارش ایسنا، فلورنتنیو پرس قبل از پیروزی در انتخابات اعلام کرد که یک سورپرایز برای تابستان رئال دارد و این باعث شد تا گمانه زنی ها در این زمینه بسیار زیاد شود.

پرس بار دیگر به عنوان رئیس باشگاه رئال مادرید انتخاب شد و حالا درباره شکار بزرگ او بیشتر سخن به میان می آید.

نام خولیان آلوارس، ستاره اتلتیکو مادرید، آخرین گزینه‌ای است که فلورنتینو پرس رئیس رئال مادرید، روی میز گذاشته است. روزنامه «مارکا» فاش کرد که اسب سیاه بازار انتقالات با ارزش ۱۵۰ میلیون یورو، همین بازیکن آرژانتینی است.

رئیس رئال مادرید قصد دارد امروز سه‌شنبه برای یکی از بهترین بازیکنان موجود در بازار، پیشنهادی به ارزش ۱۵۰ میلیون یورو ارائه دهد؛ مبلغی که بزرگ‌ترین پیشنهاد تاریخ باشگاه برای یک بازیکن است. پس از مطرح شدن نام‌های ژوائو نونز و ویتینیا از پاری سن ژرمن و اولیسه از بایرن مونیخ، اکنون نام خولیان آلوارس به عنوان گزینه جدید مطرح شده است.

با این حال، احتمالا اتلتیکو مادرید پیشنهاد فلورنتینو پرس را نخواهد پذیرفت چرا که رقابت شدیدی با رئال مادرید دارد.

آلوارس به بارسلونا می‌رود؟

روزنامه «مارکا» گزارش داده که فلورنتینو پرس علاقه‌مند به جذب خولیان آلوارس است و او می‌تواند غافلگیری بزرگ بازار انتقالات تابستانی باشد. اما پرس با شوک بزرگی روبرو شد چرا که آلوارس به بارسلونا چراغ سبز نشان داده است و دوست دارد که راهی این تیم شود.

با این حال، درگیری بین اتلتیکو و بارسلونا باعث شده است که این انتقال به یک درام بدون راه‌حل آسان تبدیل شود. اتلتیکو ۱۵۰ میلیون یورو خواسته است، در حالی که بارسلونا تنها مایل است ۱۰۰ میلیون یورو پرداخت کند.

روزنامه «مارکا» در ادامه گزارش خود توضیح داد: اگر باشگاهی وجود داشته باشد که اتلتیکو مادرید تمایلی به فروش ستاره‌اش به آن ندارد، آن باشگاه بارسلونا است؛ به ویژه پس از مشاجرات اخیر در شبکه‌های اجتماعی اما ژیل مارین و آپولو می‌دانند که انتقال آلوارس به رئال مادرید نیز با استقبال هواداران روبرو نخواهد شد. فروش ستاره‌ات به رقیب تاریخی‌ات در برنامه‌های مدیریت باشگاه نیست. آنها ترجیح می‌دهند آلوارس به پاری سن ژرمن یا آرسنال برود تا به یکی از غول‌های لالیگا.

فلورنتینو پرس می‌داند که اتلتیکو مادرید مایل است آلوارس را در صورت دریافت پیشنهادی به ارزش ۱۵۰ میلیون یورو آزاد کند اما مساله اصلی پول نیست، بلکه فروش ستاره به رقیب تاریخی است؛ موضوعی که باعث شوک رئیس رئال مادرید شده است.